على محمدى

400

شرح اصول استنباط ( فارسى )

يا همان معلوفه و زكات سلب شود به ليس زكات و مفهوم كلام اينست كه ليس فى الغنم غير السائمة زكات در ما نحن فيه هم در منطوق وصف فاسق آمده در مفهوم مىشود غير الفاسق يعنى همان عادل و نيز « فتبينوا » آمده كه مفهوم آن فلا يجب التبين است آنگاه مفهوم وصف جمله براحتى بدست مىآيد كه : ان جائكم عادل بنبأ فلا يجب التبين سپس اضافه مىكنيم به اينكه حالا كه تبين و طلب بيان حال لازم نيست پس يا بايد بدون تبيّن خبر عادل را رد كنيم كه يلزم كونه اسوء حالا من الفاسق و يا بدون تبين قبول كنيم كه هذا هو المتعين و المطلوب . و امّا مفهوم شرط : در مفهوم شرط طريقه اينست كه شرط مذكور اگر مثبت است منفى كرده و هكذا اجزاء را و مىگوئيم : ان لم يجئكم فاسق بنبأ فلا يجب التبين آنگاه اين مفهوم اطلاق داشته و بر سه مورد صدق مىكند كه عبارتند از : 1 - صورتى كه نه فاسق و نه غيرفاسق چيزى نياوردند نه خبر نه غيره بنابراين مفهوم فوق از باب سالبه به انتفاء موضوع خواهد بود مثل ابن الله ليس بعالم اى ليس له ابن حتى يكون عالما او جاهلا . 2 - صورتى كه عادل خبرى بياورد باز هم يصدق اين معنا كه لم يجئكم فاسق بنبأ . . . و در اين صورت قضيه سالبه به انتفاء محمول است يعنى موضوع وجودى دارد كه خبر عادل و مجيئى عادل به خبر باشد ولى محمول فتبينو اينست بلكه فلا يجب التبين است و مطلوب ما همين است . 3 - صورتى كه فاسق شيئى ديگرى غير از خبر بياورد مثلا جاء به عمل كالصلوة على ميت كه شك داريم صحيح انجام داد تا از عهده ما ساقط شود يا خير ؟ يا جاء بجسم و . . . باز تبين واجب نيست بنابراينهم موضوع قضيه سالبه در مفهوم يك امر وجودى است و سالبه به انتفاء محمول است حال مفهوم آيهء شريفه بر هر سه مورد